فقر در تركمن صحرا
فقير در ترکمنصحرا
من ترکمنهای بسیاری را در مناطق روستایی دیدهام که با وجود زندگی در اوج فقر، برای ادامه تحصیل تلاش کردهاند؛ شاید بتوانند از این راه از فقر نجات پیدا کنند. البته اگر بتوانند از سد تبعیض قومی، محدودیتهای امنیتی و تفتیش عقاید عبور کنند.
دوستی داشتم که تمام داراییاش یک گاو شیرده بود. او با درآمد حاصل از شیر همان گاو، هزینههای تحصیلش را تأمین میکرد و با سختی فراوان درس میخواند. حتی در دو مسابقه ماراتن شرکت کرد، به این امید که جایزه مسابقه بتواند بخشی از هزینههای تحصیلش را جبران کند. اما در نهایت، با وجود تمام تلاشهایش، به دلیل بیکاری نتوانست جایگاه شغلی مناسبی پیدا کند.
دوست دیگری را به یاد دارم که میگفت پسر همسایهشان در دانشگاه قبول شده بود، اما نه کرایه راه داشت، نه کیف و نه حتی کفش. هر یک از همسایهها چیزی به او دادند تا بتواند راهی دانشگاه شود. امروز از خود میپرسم؛ نتیجه این همه تلاش و امید چیست، اگر پایان آن بیکاری باشد؟
روشن است که چنین شرایطی چیزی جز سرخوردگی و ناامیدی به همراه ندارد. به همین دلیل است که در منطقه ترکمنصحرا، آمار خودکشی رو به افزایش است. اگر ما در کنار هم نباشیم و نسبت به این وضعیت اعتراض نکنیم، راهی برای رهایی از فقر و دستیابی به آزادی باقی نخواهد ماند. همه ما باید برای داشتن زندگی بهتر، در برابر این شرایط ایستادگی کنیم.
Comments
Post a Comment